تبلیغات اینترنتیclose
منا جات :: من خدا را دیده ام(فریبا شش بلوکی)
پیچک ( فریبا شش بلوکی )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 18 بهمن 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

منا جات

 

من خدا را دیده ام

بین تابش های نور

روی اکلیل دعا

عمق دریا های شور

*

آشنا و مهربان

مثل شبنم روی گل

مثل ذرات عبور

روی تنهایی پل

*

جاری و بی انتها

روی امواج غروب

زیر پرهای نسیم

آبی و تنها و خوب

*

در سکوت لحظه ها

می شود نزدیک من

مثل خونی در رگم

در شب تاریک من

*

دانه های سبز عشق

در تمام جان من

مانده جای خنده ای

در غم پنهان من

*

رو به رویم شاپرک

می پرد تا بیکران

پوستم گل می دهد

غنچه های بی زبان

*

روی این سکوی دل

پله پله تا بلور

می روم اما کمی

و حشت از مرز عبور

*

سر به ایوانش زدم

او صدایم را شنید

بین گنجشکان من

یک نفس تااو پرید

*

قلب من یک قاصدک

او چنان نوری عظیم

شرم مانده در تنم

از زمانهای قدیم

*

آرزوها را فقط

لا به لا و تو به تو

پرده پرده می زدم

تا هوای جستجو

*

روی این حوض حضور

من چو خاکستر شدم

یا گیاهی بوده ام

این زمان پرپرشدم

*

من فقط بازیچه ام

روی گرداب امید

انتظار و انتظار

فکر فردای سپید

*

من که همپای دعا

آمدم تا این حریر

جای خواهش مانده است

ای خدا دستم بگیر ....

 

فریبا شش بلوکی

http://www.sheshboluki.com/cms/index.php/ketabe-gharibaneh/92-monajat

برچسب ها : ,

موضوع : کتاب غریبانه (نظر سوم) , | بازديد : 379