تبلیغات اینترنتیclose
قانع :: آبشار حوصله سر می رود(فریبا شش بلوکی)
پیچک ( فریبا شش بلوکی )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 18 بهمن 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 قانع 

 

آبشار حوصله سر می رود

آسمان لبریز باریدن شده

گوشه ای از این هوای پرزابر

چشم من آمادۀ دیدن شده

*

من چه می بینم کنار پنجره ؟

یک نفر در زیر باران تر شده

کاش من او باشم و او جای من

آرزویم یک دل بی غم شده

*

کاش مهمانی بیاید خانه ام

صبر من آمادۀ رفتن شده

کاش این باران ببارد بردلم

قلب من در فکر آسودن شده

*

باز در گوشم صدای زنگ در

مثل یک رویای بی باور شده

*

من چه می بینم کنار پنجره ؟

شاخه ای در زیر باران خم شده

کاش من او باشم واو جای من

آرزویم ساقۀ شبدر شده

*

می چکد از ناودان بام من

قطره هایی که شبیه غم شده

انتظارم مثل یک انگور زرد

دانه دانه از قرارش کم شده

*

سیب سرخ یاد تو تب کرده است

آه !این تب آیۀ ماتم شده

*

من چه می بینم کنار پنجره ؟

چتر سبز نارون در هم شده

کاش من او باشم و او جای من

آروزیم غرق در شبنم شده

*

کو دکی در زیر باران می دود

غنجه های یاس هم پرپر شده

یک کبوتر سوی لانه می رود

انتظارش لحظۀ آخر شده

*

ابرها هم اشکشان را ریختند

دیگر این باران کم و کمتر شده

*

من چه می بینم کنار پنجره ؟

نرده های خانه زیبا ترشده

کاش من او باشم واو جای من

آروزهایم چقدر کو چک شده !!

...

 

فریبا شش بلوکی

http://www.sheshboluki.com/cms/index.php/ketabe-gharibaneh/89-ghane

برچسب ها : ,

موضوع : کتاب غریبانه (نظر سوم) , | بازديد : 352