تبلیغات اینترنتیclose
شبی :: شبی با شعرهایم گریه کردم(فریبا شش بلوکی)
پیچک ( فریبا شش بلوکی )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 18 بهمن 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 شبی

 

شبی با شعرهایم گریه کردم

دوباره از تو با دل شکوه کردم

*

زدم چنگی میان پرده هایم

پریدم از حصار نرده هایم

*

دویدم تا بیابم تکیه گاهی

بریزم اشک گرمی روی آهی

*

نگاهم سرد بود و غصه می خورد

مرا باخود به جایی دور می برد

*

دو باره آسمان بیداد می کرد

دو باره شعر من فریاد می کرد

*

من اما می دویدم تا بگریم

مگر می شد که آن شب من نگریم

*

نسیمی کاغذی را جابه جا کرد

تو گویی خش خشش من را صدا کرد

*

دویدم از پی کاغذ، دویدم

گرفتم کاغذ و جایی خزیدم

*

نشستم تای آن را باز کردم

غم هجر تورا آواز کردم

*

میان کاغذ از چیزی که خوا ندم

تنم لرزید،اشکی هم فشاندم

*

خدا می دانداما من چه دیدم

عذابی بدتر از آتش کشیدم

*

نوشته بود معشوقی به عاشق

برو! من ازتوآخر دل بریدم

...

 

فریبا شش بلوکی

http://www.sheshboluki.com/cms/index.php/ketabe-gharibaneh/63-shabi

برچسب ها : ,

موضوع : کتاب غریبانه (نظر اول), | بازديد : 164